Monday, January 31, 2005

آرش و دخترخاله

اين داستان را آرش جون برامون از تهران ارسال کرده باهم داستانش را می خونيم
من آرش هستم ۱۷ سالمه و کلاس سوم دبيرستان اين اولين بار است که من دارم ماجرای سکسی که انجام داده ام را می نويسم خلاصه اگه ايرادی داره به بزرگواری خودتون ببخشيد من يه دختر خاله دارم اسمش ساراست اونم همسن منه هرچی از کس اين دختر براتون تعريف کنم بازم کم گفتم حدود دوسال است که دارم نقشه می کشم تا اونو بکنم هرشب خواب می بينم که کيرم را توی کس تپل و سفيدش کردم روزی صدبار به خاطرش جلق می زنم خلاصه بعد از مدتها شب سکس من و سارا فرار رسيد ماجرا از اينجا بود که اون شب شب عروسی يکی از اقوام نزديکمان بود قرار شد تا خانواده سارا به خانه ما بيايند تا از اينجا به مراسم عروسی برويم حدود ساعت ۶ بعداز ظهر به خانه ما آمدند سارا يکسره به اتاق خواهرم رفت تا با او آماده رفتن شودمنم برای اينکه يه حالی بکنم سينی چای را برداشتم و ابتدا تعارف شوهرخاله و خالم کردم و بعد يکسره به اتاق خواهرم بردم يکدفعه بدون صدا در اتاق را باز کردم وای خدای من چی می ديدم سارا يه دامن تنگ و دکمه دار با يه زيرپوش رکابی پوشيده بود و چند تا از دکمه های دامنش باز بود و من به راحتی تونستم شورت سفيد اونو ببينم يه جوراب شلوار شيشه ای هم پا کرده بود و روی شرتش کشيده بود سارا و خواهرم تا منو ديدند يکدفعه به خودشون اومدند سارا سريع مانتوش را پوشيد و منم چای را تعارف کردم و می خواستم روی تخت خواهرم بنشينم که خواهرم از من خواست برم بيرون اينجا حسابی از دست خواهرم عصبانی شده بودم کيرم به قدری بزرگ شده بود که ديگه داشت شلوارم را پاره می کرد دردسرتون ندم خلاصه همراه خانواده خالم رفتيم عروسی که توی يه تالار بزرگ بود حدود يه ساعتی که نشستم پا شدم و با پسر عمم رفتيم توی سالن زنانه تا حال کنيم اونجا يه عالمه کس های باحال و لخت می ديدم کلی حال کرديم ديگه کاملا حشری شده بودم تصميم گرفتم يه سر به خونمون بزنم چون خونمون نزديک اين تالار بود چند دقيقه بعد از اينکه اومدم خونه ديدم يه نفر داره زنگ در را می زنه آيفون را که برداشتم صدای سارا را شنيدم خيلی هيجان زده شدم از پشت پنجره ديدم که سارا تنهاست اومد داخل و کفش های پاشنه بلندش را از پاش بيرون آورد و اومد روی مبل نزديک من نشست گفتم واسه چی اينجا اومدی گفت يه کم حالم ناخوش شد اومدم خلاصه منم خواستم از فرصت استفاده کنم ولی تخمش را نداشتم که درباره سکس صحبت کنم تصميم گرفتم که ابتدا از جوک های ترکی شروع کنم بعد از اينکه يه کم از اين جوکهای کسشعری تعريف کردم وارد جوک های سکسی شدم و ديدم که سارا هم خيلی خوشش اومده و داره با صدای بلند خنده می کنه (صدای خندش کيرم را نوازش می داد) سارا هم يه جوک باحال سکسی برام تعريف کرد بعد بهش گفتم دوست داری بريم پشت کامپيوتر و اينترنت حال کنيم اونم قبول کرد توی اولين فرصتی که کانکت شدم يکسره وارد جييگر دات کام شدم که اون روز يه عکس سکسی باحال توی صفحه اصليش گذاشته بود يکدفعه سارا به من پيشنهاد کرد که دوست داری با هم سکس داشته باشيم منم از خدا خواسته قبول کردم اين بهترين لحظه زندگيم بود هردويمون بلند شديم و از همديگه لب گرفتيم سارا کلی رژ لب روی لبهاش کشيده بود و لبهاش را قرمز قرمز کرده بود بعد از اين روی مبل خوابوندمش و پيراهنش را بيرون آوردم زير زير پوش رکابيش يه سوتين نارنجی رنگ بسته بود اون را هم باز کردم و يکدفعه پستونهای سفيد و قشنگش توی دستم اومد اول يه کم پستوناش را ليس زدم و بعد مالشش دادم اونم خيلی خوشش اومده بود ديگه بعد از اين رفتم سراغ اصلی ترين چيز يعنی کس تپلش ابتدا دکمه های دامنش را باز کردم و دامنش را پرت کردم اونطرف بعد جوراب نازک مشکی رنگش را بيرون آوردم ديگه اصلا هيچی حاليم نبود هنوز هيچ کار نکرده داشت آبم بيرون می يومد فقط يه شورت سفيد توری پايش بود که با گلهای قرمز گلدوزی شده بود شرتش را بيرون آوردم و يه نوار بهداشتی زير کسش بسته بود که يه کم هم خونی بود ابتدا شرتش را نزديک بينيم آوردم و بو کردم خيلی بوی خوبی می داد تا حالا بو به اين معطری نديده بود نوار بهداشتيش را هم کناری گذاشتم از بوی گند نوار بهداشتيش داشتم خفه می شدم ولی همين بوی گند منو حشری تر می کرد حالا ديگه سارا کاملا لخت بود کيرم را به آرامی درون دهن سارا کردم اونم با اشتياق تمام برام ساک می زد يه پنج دقيقه ای اين کار را برام تکرار کرد کيرم ليز ليز شده بود خلاصه کير را از دهانش بيرون کشاندم سارا بهم گفت حواست باشه من هنوز دخترم و پرده دارم مواظب باش توی کسم نکنيا منم با اشتياق گفتم حتما مواظبم. رفتم و روی يه صندلی نشستم و سارا هم در حالی که رويش طرف من بود اومد و روی کير من نشست يه کم برام سنگين بود اما اصلا حواسم نبود کير ليزم را به آرامی درون سوراخ کون تنگش کردم اول کار که کيرم داخل نمی شد ولی به آرامی داخل سوراخش کردم سارا هم با صدای بلند جيغ می کشيد آخ آخ می کرد و می گفت آخ کسم کسم کسم پاره شد منم در حاليکه کيرم را توی سوراخ کونش کرده بودم لبهام را روی لبهای سارا می کشيدم و با پستوناش بازی می کردم ديگه سوراخ کونش برام گشاد شده بود ايندفعه ديگه سريع کيرم را داخل کونش می کردم و بيرون می آوردم جيغ های بلند و نفس نفس زدن هاسی سارا هم باعث می شد تا تندترش کنم ديگه کم کم داشت آبم بيرون ميو مد منم کيرم را از کون سارا بيرون آوردم و سارا هم از روی کير من بلند شد. منم سريع رفتم دستشويی تا آب کيرم را اونجا خالی کنم آخه اگه همونجا خالی می کردم اتاقم بو می گرفت. خلاصه بعد از اينکه از دستشويی بيرون آمدم ديدم سارا بيحال روی مبل خوابيده و داره آخ آخ می کنه و سوراخ کونش را می مالونه منم رفتم و يکم ديگه با دستام روی کسش می کشيدم و يه کم کسش را توی پنجه می گرفتم و خيلی خيلی بهم حال داد آخر کار هم به سارا کمک کردم تا لباس هايش را پوشيد و با هم به عروسی برگشتيم از اين دفعه هروقت چشم من و سارا توی هم می افتاد لبخند می زديم من بعد از اين نيز بارها با سارا سکس داشتم تا اينکه سارا با پسر خالم از دواج کرد و سکس من و اون تموم شد

0 Comments:

Post a Comment

<< Home